X
تبلیغات
فرزان
تغییر کنید تا بهترین باشید!

تعریف اناتومی:

اناتومی علمیست که از ساختمان اعضاء ،موقعیت،وشکل ان بحث میکند.

 

تعریف فزیولوژی:

فزیولوژی علمیست که از وظایف این اعضا بحث میکند.

با وجود اینکه اناتومی و فزیولوژی دو بخش جداگانه میباشد. ولی برای کثرت معلومات  معرفی این دو مبحث را تحت یک عنوان مطالعه میکنیم جسم انسان از جهازات و اعضای مختلف تشکیل گردیده ساختمان های که عضویت را میسازد عبارت اند از استخوان ها است استخوان های مختلف یکی به تعقیب دیگرقرارگرفته مفاصل را میسازد. بروی اسکلیت ساختمان های نرم قرار دارد که وظیفه تقلس را دارند این ساختمان را بنام عضلات یاد میکنند.

عضلات استخوان های اجواف را میسازندکه در ان احشاء قرار دارد. پس به این ترتیب اناتومی فزیولوژی ساخنمان استخوان با مفاصل، عضلات وحشاء را به ترتیب مطالعه میکنیم.

 

حجره یا The Cell-

جسم انسان از میلون ها حجره ساخته شده است بناً حجره راواحد ساختمانی و وظیفوی اجسام حیه یاد میکنند. جسم انسان از یک حجره ابتدائی تکامل مینماید که حجره مونث Ovum ذریه حجره کوچک مذکر بنام Sperm  القاح شده حجره جدیدی را تولید میکند که انسان از ان به وجود میاید که این حجره را بنام Zygote یاد میکنند.

 

ساختمان یک حجره انسانی:

حجرات انسان از نظر شکل و وظیفه دارای اشکال ووظایف مختلف میباشد. ولی ازنظر ساختمان تمام حجرات دارای عین ساختمان میباشد.که به صورت عموم تمام حجرات از دو قسمت ساخته شده.

1-هسته یا Nucleus

2- سایتوپلازم  یا Cytoplasm

پرتوپلازم یک ماده غلیظ بی رنگ و چسب ناک است که درترکیب ان مواد ذیل بکار  رفته است.

1-   آب ونمکها 2- گلوکوز با مواد قندی 3- شحمیات 4-مرکبات نایتروجن.

پروتوپلازم توسط یک غشای نازک بنام غشای حجروی (Cellmemberan) ساخته شده است یکی از ساختمان های دیگر حجره مایتوکاندریا(Mitochondria)   یاد میشود.

که این ساختمان در تعاملات کیمیاوی حصه میگیرد وبرای حجره تولید انرژی میکند.ساختمان دیگری بنام Centro some یاد میشود که در انتقال حجره حصه میگیرد. در داخل حجره یک ساختمان کوچک مرکزی وجود دارد که بنام هسته یاد میگردد. هسته توسط غشای هستوی احاطه شده است که بنام Necleumembrane یاد میشود.

پروتوپلازم یک غشای حجروی وغشای هستوی وجود دارد که بنام Cytoplasm یاد میشود سایتوپلازم دارای ذرات پروتین است که به نام R.N.A یاد میشودساختمان دندانه داریکه در حجره واقع است بنام Mitochondria یاد میشود که در فعالیت های احتراقی شامل میباشدوهم به حیث ذخیره کننده مواد غذای عمل میکند. دراین سایتوپلازم ساختمان کروی شکل موجود استکه بنام Vacuole   یاد میشود که دراین واکیول ها مواد بی کاره وترشحی وجوددارد. مواد هستوی دارای پروتین میباشد که بنام D.R.N.A یاد میشود که دارای عامل خواص مادری ونژادی میباشد. برای تقویه حجره و هم برای انقسام حجروی ضروری میباشد.

بعد از این که حجره جنین را ساخت این جنین که به ساختمان طولانی شکل تبدیل شده وبصورت دوگانه یا جوره تبدیل میشود که هر حجره دارای 46 کروموزم میباشد که به 28 جوره ترتیب یافته است.

 

فعالیت حجره:

فعالیت های ساختمان های زنده عبارت از وطایف وفعالیت های اقسام زنده اندکه انرا اجراع مینمایند. قرار ذیل است.

 

1- اســـــتقلاب یا Metabolism :

حجرات بصورت طبیعی دراین فعالیت حصه میگیرندکه این یک شرط عمده است و مواد غذای را  برای مقاصد ذیل بکار می برد.

1- تهیه حرارت و انرژی 2- تهیه وترمیم پروتوپلازم 3-ترشح.

 

2-تنفــــــــس:

هر حجره برای اینکه بتواند عملیه میتابولیزم را اجراع کند به اکسیجن ضرورت دارد اکسیجن توسط غشای حجروی جذب شده وبرای اکسیدیشن مواد غذای بکار میرود که در نتیجه کاربن دای اکساید و اب درحجره تولید میشود.

 

3- نمو یا Gavotte :

 حجرات قابلیت نمو را دارا میباشند حجرات تا زمانی نمو میکنند که به حد نهائی رشد خود رسیده آماده تکثر میشوند.

 

 

4- اطراح :

در اثنای اجراع عمل میتابولیزم مواد غذای مختلف تشکیل میشود که حجره به ان ضرورت نداشته وبه حجره غیر مفید میباشد و این مواد را حجره اطراع میکند. البته از طریق غشائی نیمه قابل نفوذ حجروی به خارج حجره اطراع میگردد.

 

5-حرکت:

حرکت در حجرات مختلف مختلف میباشد مثلاً:- حجرات سفید خون ازادانه میتوانند حرکت کنند.

حرکت حجرات دیگر بعضاً دوامدار میباشد.

 

6- عکــــس العمل:

حجره در مقابل عوامل خارجی عکس العمل نشان میدهد عوامل خارجی ممکن است فزیکی، کیمیاوی و حرارتی باشد.

 

 

7- تکثر:

قسمیکه قبلاً گفته شد حجرات نمو میکنند وقتی حجره به حد کافی نمو کرد نموی ان به حد نهائی خود رسید شروح به تکثر میکنند تکثر به طریقه های مختلف صورت میگیرد.

 

مســـامات بین الحجروی و مواد بین الحجروی :

در عضویت بین دو یا چندین عضو فاصله های وجود دارد که بنام مسامات بین الحجروی یاد میشود. دراین مسامات مواد وجود دارد که به داخل حجره ارتباط نداشته بنام مواد بین الحجروی یاد میشود.ساختمان مواد بین الحجروی نظربه وظیفه انساج ان فرق میکند.

مواد بین حجروی انکشاف یافته در انساج منظم که وظیفه میخانیکی دارند وجود دارد.

 

انساج یا Tissue  :

نسج از اجتماع چندین حجره مشابه که دارای عین وظیفه میباشد همجنان از اجتماع چندین نسج اعضا و از اجتماع چندین عضو سیستم های مختلفه عضویت به وجود میاید درعضویت چهار نوع نسج وجود دارد.

1- نسج ستر کننده یا Epithelial Tissue

2-نسج منظم یا Connective Tissue

3- نسج عضلی یا Muscular Tissue

4- نسج عصبی یا Nervous Tissue

 

نسج سترکننده:

عبارت از یک نسجی است که سطع وجود و اجواف داخلی عضویت قسمت داخل اوعیه وغدوات را پوشانیده است که وظیفه Epithelial عبارت از افراز جذب وهمچنان محافظه عضویت به مقابل ضربات خارجی میباشد. هرگاه حجرات نسج سترکننده دریک طبقه قرار داشته باشد بنام چند طبقه ای یاد میگردد.

 

 

نسج منظم:

عبارت از یک نسج انتقالی ومحکم میباشد که بصورت عموم انواع نسج منظم وجود دارد.

1-نسج منظم بلخاصه:

این نسج انواع مختلف دارد مثلاً نسج شحمی،افرازعضلات و غیره.

 

 

2- نسج غضروفی یا Cartilage Tissue :

یک نسج نسبتاً سخت است هما نسبت به استخوان نرمتر میباشد. این نسج در مناطق نشونمای اعظام در سطع مفاصل در اطراف قصبات درعرض بین الحجروی در میدان گوش و غیره موجود است نسج غضروفی به سه نوع است.

 

الف- غضروف شفاف یا Hyaline Cartilage  :

این نوع غضروف در مفاصل، قنات های هوای ودر نهایات اعظام قرار دارد.

 

ب- white fibro cartilage :

عبارت از غضاریف سفید است که نسبتاً نرم بوده عموماً در دهن بین الفقری قرار دارد.

 

ت- Yellow fibro cartilage :

این غضاریف یک خاصیت ارتجاعی داشته میباشد که عوام انرا بنام ککرکی یاد میکنند عموماً در حیوان گوش، حنجره وشزن موقعیت دارد.

 

3- نسج عضلی یا استخوانی:

عبارت از نسج سخت ومتراکم بوده که اسکلیت انسان از ان ساخته شده وبدن انسان را استوار نگهمیدارد. نسج عضلی اکثراً از نسج غضروفی به وجود میاید نسج عضلی دارای سه قسم حجرات میباشد.

 

الف- :Osteo blasts    

این حجرات پروتین Collagen  را ساخته که انرا برای محافظ فاسفورس بکار میبرد .

ب- Osteo Cytes  :

عبارت از استوید پلاست رسیده یا پخته میباشد که عموماً در عضویت قرار گرفته ودر ترمیم عظام مکشوره رول عمده دارد.

ت- Osteo clasts :

عبارت از نسج عضلی است که درنسج اسفنجی موقعیت دارد وظیفه ان تخریب پروتین و کولاجن کهنه بوده کلیسم وفسفورکهنه شده را داخل دوران خون نموده تا عضویت از ان در تولید نسج جدید کار بگیرد.

 

خون:

عبارت از یک نسج مایع میباشد که وظیفه ان انتقال مواد میباشد.

 

نسج عضلی:

عضلات مسول حرکات بدن بوده این حرکات خود بصورت ارادی وغیرارادی میباشد توسط نسج عضلی صورت میگیرد.

عضلات مخطط یا ارادی Striped Muscle :

عبارت از عضلات اند که هرگاه مقطع ان در زیر میکروسکوب دیده شود دارای یک خطوط عرضانی میباشد تقلس این عضلات ارادی میباشد. همیشه بالای اسکلیت اتکا نموده بنام عضلات اسکلی یاد میگردد.

 

 

 

عضلات احشاء:

اگر مقطع ان در زیر میکروسکوب مشاهده شود دارای خطوط عرضانی نمیباشد این عضلات در جدار احشاء موقعیت دارد تقلسات ان غیر ارادی است.

 

عضلات قلب :

دارای رشته های طولانی بوده که دارای یک هسته می باشد این حجرات یکی بالای دیگر موقعیت داشته و خیلی با هم نزدیک میباشد عضلات قلب ار نظر ساختمان سایر عضلات مخطط است از نظر اجرای وظیفه مشابه به عضلات احشاء میباشد.

 

4- نسج عصبی:

عبارت از نسج است که دماغ و نخاع را ساخته وفعالیت های حسی و حرکی را انجام میدهد حجرات نسج عصبی دو قسم است 1- Neuron یا حجرات بلخاصه عصبی  که فعالیت های عالی دماغ را انجام میدهد. 2- Neuroglia   یک نسج منظم عصبی است که دماغ ونخاع را ساخته است وظیفه ان تغذیه حجرات عصبی ترمیم ونشونمای ان میباشد.

نیرونها از نظر وظیفه به سه نوع است. Sensory یا حجرات حسی، Motor  یا حجرات حرکی ، Connector یا حجرات ارتباط دهنده وظیفه ان اینست که حجرات حسی وحرکی را به هم ربط دهد.


مبحث عظام یا استخوانها

OS-Bone

استخوانها عبارت از ساختمانهای سخت می باشد که در ترکیب شان مواد معدنی مخصوصاً کلسیم ،فسفورس به مقدار زیاد به کار رفته و همین کلسیم است که سبب سختی نسج عضلی میشود عظام در عضویت دو و ظیفه مهم دارند.

الف: سبب استناد عضویت میشود.

ب: وظیفه ان ساختمان خون می باشد یعنی تمام خون عضویت در مغز استخوان ساخته میشود هرگاه یک استخوان را قطع نمایم سه قسمت مشخص را در ساختمان ان دیده می توانیم.

 

1- نسج اسفنجی:

که شباهت به خانه زنبور دارد این نسج تا اخیر وظیفه ساختن خون را دارد.

2- نسج کثیفه:

که سخترین قسمت استخوان را تشکیل میدهد.

 

3- نسج سمحاق یا Peristum:

که ساختمان لیفی داشته مانند یک پوش دورادور استخوان را پوشانیده ووظیفه مهم ان این است که هرگاه استخوان بشکند سبب ترمیم ان میشود.

استخوان ها از نظرشکل به سه قسمت تقسیم شده اند.

v    استخوان های طویل.

v    استخوانهای کوتاه.

v    استخوانهای همواروپهن.

1-عظام طویل:

این عظام دارای یک جسم ودونهایت می باشد. و در ضخامت جسم ان یک قنات وجود دارد که بنام قنات میخی یاد میشود ودربین ان مغزاستخوان قرار دارد.

جسم استخوان طویل از نسج کثیفه ساخته شده در حالیکه نهایات ان از نسج اسفنجی است این استخوان ها محدودادراطراف علوی وسفلی قرار دارد.

 

2-عظام کوتاه:

شکل غیر منظم داشته قنات مخی ندارد داخل ان از نسج اسفنجی ساخته شده وروی انرا یک طبقه نسج کثیفه پوشانیده ودر روی نسج کثیفه سمحاق قرار دارد عظام کوتاه درراست قدم وستون فقرات قرار دارد.

 

3-عظام هموار وپهن:

این قسم استخوان ها از دو طبقه کثیفه ساخته شده که در بین این طبقه یک طبقه نازک اسفنجی قرار دارد. هردووجه ان توسط سمحاق پوشیده شده است اینها زیادتردرساختمان قحف وحوصله حصه میگیرند.

 

 

 

اســـــکلیت- Skull

عبارت از مجموع استخوان های عضویت در موقعیت شان میباشد. عضوع یا عضویت ازنظرموقعیت به گروپ های مختلف تقسیم شده است.

اعضای که کاسه سر رامیسازندبنام قحف یاد شده یک تعداداستخوان ها قفس سینه را میسازد که بنام صدر وتعداد تیرکمر رامیسازدکه بنام ستون فقرات یادمیشود. و استخوانهای که دست ها وپاه هارامیسازد. بنام اطراف یادمیشود.

 

اطراف علوی:

به دوقسمت مطالعه میشوند یکی کمربند شانه دوم قسمت ازاد اطراف علوی.

 

کمربند شـــانه:

متشکل است ازدوعددعظم ترقوه درقدام ودوعددعظم کتف درخلف.

 

1-عظم ترقوه یا Clavicle:

دوعدداستخوان طویل است که درقدام علوی صدردرراست وچپ موقعیت داشته یک جسم دونهایت دارد. که نهایت انسی ان به عظم قص ونهایت وحشی ان به عظم کتف مفصل میشوند ودارای دووجه میباشد.

 

2-عظم کتف یا Scapula:

ازجمله استخوانهای همواربوده شکل مثلثی دارد. دارای دونهایت بوده درخلف و علوی صدردرراست وچپ قراردارد.

این استخوانها دارای دووجه سه کناروسه زاویه میباشد یک وجه ان قدامی است که به تماس قفس صدری بوده ودیگران وجه خلفی میباشدکه دراین وجه بارزه بنام شوک کتف یاSpinal scapula

یاد میشود.نهایت وحشی شوک کتف با عظم ترقوه مفصل میشود شوک کتف درزیرجلد جس شده میتواند استخوان کتف دارای سه زاویه میباشد درزاویه وحشی ان یک سطح مفصلی وجود داردکه بنام جوف عنابی یا Cavities glenoidalis یاد شده که وبا رائس عظم عضد مفصل میسازد.

 

قسمت آزاد اطراف علوی:

ازشانه الی نوک انگشتان دست به نام قسمت آزاد اطراف علوی یاد میشود اعظامیکه دراین قسمت حصه گرفته عبارتند از:

عظم عضد یا Humorous:

درقسمت بازوی انسان یک استخوان وجود دارد که عبارت از عضد میباشد ازجمله استخوانهای طویل بوده دارای یک جسم دونهایت میباشد.

نهایت علوی ان شکل نیم کره راداشته بنام رائس عضد یاد میشود که با جوف عنابی عظم کتف مفصل میشود. جسم این استخوان دارای سه وجه میباشد که دروجه خلفی ان یک میزابه به شکل منحرف وجود دارد که بنام Sulcus Norvuradialis  یا میزابه عصب کعبری یاد میشود.

که ازان عصب کعبری وشریان عمیق بازو عبور میکند که دروقت زرقیات صورت میگیرد دربازوباید موقعیت شریان وعصب مدنظرباشد. وسه عصب ازاین ناحیه عبورمیکند.

1-Ralial 2-Ulnar 3-Mediar.

نهایت سفلی عضد دارای دوسطع مفصل میباشد.که انسی ان به شکل کوک مانند را داشته بااستخوان زندمفصل میشود. وحشی ان شکل کره مانند است باعظم کعبرمفصل میگردد.

 

ســـــــاعد یا Forearm:

ساعدازدواستخوان تشکیل شده است زند درانسی وکعبردروحشی.

 

*          زند یاUlna :

یکی ازعظم طویل بوده که نهایت علوی ان با عضد مفصل میشود ونهایت سفلی ان باریک وکوچک است وبصورت غیرمستقیم درساختمان مفصل بند دست حصه میگیرد.

 

*          کعبر یا Radius:

ازجمله استخوانهای طویل بوده درنهایت علوی ان یک سطع مفصلی دارند که با استخوان عضد مفصل میشود ونهایت سفلی ان محجم بوده درتشکیل مفصل بند دست شامل است راست بودن مفصل را بنام Extension میگویند.

 

عظام دست یا Manus:

این استخوانها به سه گروپ تقسیم شده.

1-Carpus2-MetaCarpus 3-Phalanx

 

*عظام کارپوس:

این عظام هشت عدد بوده به دو قطارقرارگرفته است ومچ دست را میسازد که قطارقریبه ودوم قطاربعیده میباشد.

 

*عظام میتاکارپوس:

پنج عدد میباشد وازوحشی به انسی حساب شده درحالیکه کف دست به طرف قدام باشد.این استخوان ها کف دست رامیسازد.

 

*عظام فلنگس:

انگشتان رامیسازد طوریکه درفلانگس درحالیکه چهارانگشت آخرهرکدام سه فلانگس داردانگشتان دست نیز از وحشی به انسی حساب میشود درحالیکه کف دست به طرف قدام باشد.

1-MCP-Meta corpus phalange joint

2-IP-Inter phalange joint

3-DIP-Distal inter phalange joint

 

 

 

اطراف سفلی:

نیز به دو قسمت مطالعه میشود. کمربند اطراف سفلی و قسمت آزاد اطراف سفلی یا کمربند حوصله.

کمربند اطراف سفلی از دو استخوان حرقفه عجز و عصص تشکیل شده است.

1-اعظم حرقفه یا cokcia:

از جمله استخوان استخوانهای هموار بوده دارای دو وجه و چهار زوایه میباشد. و جوع ان عبارت از وجه انسی ووجه وحشی وجه انسی ان توسط یک خط به دو قسمت علوی و سفلی تقسیم شده که این خط بنام Lina arcute یاد شده که در کلینیک بنام خط بی نام مسمی گردیده است در وجه و حشی این عظم یک جوف وجود دارد که بنام (Acetabulum) یاد شده و دراین حفره رائس فخذ مفصل میشود.

درقسمت سفلی اعظم حرقفه یک سقبهء بزرگ وجود دارد که بنام سقبهء سدادی یا Foremen obturatum یاد میشود که در حالت حیات توسط یک غشای لیفی مضدود شده است. طوریکه گفته شد این استخوان دارای چهار زاویه میباشد زاویه قدامی علوی که بنام شوک حرقفی قدامی علوی یا Spianailial anterior superior یاد میشود زاویه قدامی سفلی طرف مقابل یک مفصل زا میسازد که بنام ازتفاق عانه یا symphysis Pubica یاد میشود.

زاویه خلفی علوی که بنام شوک حرقفی علوی یا Spinailiaca posterior superior یاد میگردد و نزدیک این زاویه در وجه انسی یک مفصل درشت دیده میشود که با عظم عجز مفصل میسازد بلاخره زاویه خلفی سفلی که بنام حدبه ورک یا Tuber ischiadicum یاد میشود این قست در وقت نشستن بالای زمین قرار میگیرد.

2-عظم عجز sacrum:

اسخوان عجز مربوط به ستون فقرات است هما نظر به ارتباطات که به حوصله دارد. دراین قسمت مطالعه میشود.

عجز یک استخوان مثلثی شکل بوده که در حقیقت از چسپیدن یکتعداد فقرات از یکدیگر تشکیل شده است وجه قدامی ان به طرف جوف حوصله قرار دارد و دارای یک تعداد برامدگی ها میباشد. برامدگی های متوسط ان درزیر جلد حس میگردد.لذا مریضانیکه مدت زیادی دربستر تخته به پشت افتاده باشند دراین ناحیه Score یا زخم تشکیل میشود.

عظم عجز دارای دو کنارمیباشد که در چپ و راست قرار دارند.و درقسمت علوی هریک درکنارهای ان یک یک سطح مفصلی وجود دارد که با استخوان حرقفه طرف راست وطرف چپ مفصل میشود. قاعده عجز بطرف بالا متوجه بوده با فقره پنجم قطنی مفصل میشود یا(Lumber5) این مفصل به طرف حوصله که یک برجسته گی را تشکیل میدهد که بنام خرشوم یاpromantoriam یاد میشود.که از نظرقابلگی اهمیت زیاد دارد برامدگی عجز به طرف پاین متوجه بوده و با عصص مفصل میشود. درضخامت استخوان عجز یک قنات وجود داردکه به امتداد قنات فقری است که بعداً مطالعه میشود.

3- عظم عصص یا Coccygens:

این استخوان در برآمدگی عجز مفصل میشود در نزد انسانها از سه الی چهار فقره کوچک که باهم چسپیده اند ساخته شده اند که در نزد بعضی حیوانات بسیار طویل بوده و دم را تشکیل میدهد.

                                     

 

 

 

{ســـــــــاختمان حوصله به صورت عموم}

حوصله عبارت از یک ساختمان اسخوانی است که در جوانب توست عظام حرقفه ودرخلف توسط عظام عجزوعصص ساخته شده دارای یک وجه داخلی ویک وجه خارجی میباشد درحالت حیات توسط انساج نرم پوشانیده شده عظام حرقفه درقدام باهم مفصل شده مفصل را بنام ازتفاق عانه میسازد.ودرهردو حرقفه با عظم عجز مفصل شده بنام مفصل عجزی حرقفی یا Sacrailliac joint یاد میشود عظم عجز با فقره پنجم قطنی مفصل شده که این مفصل یک برآمدگی را بطرف قدام میسازد که بنام خرشوم یا promantoriam یاد میشود.به این ترتیب ارتفاق عانه یا symphisis pubica خط بی نام یا  lina arcuta و خرشوم یا  promantoriam مجموعاً یک عصبق علوی حوصله یا  aperture pelvis superior یاد میشود.

عصبق علوی حوصله را به دو جوف علوی و سفلی تقسیم میکند که جوف علوی بنام حوصله کبیر و جوف سفلی بنام حوصله صغیر یاد میشود.عصبق علوی حوصله در نزد زن ها نسبت به مردها وسیع تر بوده از نظرقابلگی اهمیت دارد.زیرا طفل درزمان ولادت از عصبق علوی عبورمیکند هرگاه رائس و یا سر طفل بزرگتر از ان باشد دراین صورت ولادت از طریق طبیعی صورت گرفته نمیتواند. ناگفته نباید گذاشت که در زمان ولادت مفصل ارتفاق عانه و مفاصل عجزی حرقفی راست و چپ یک تعداد حرکات را انجام میدهند که عصبق علوی حوصله را وسیعتر ساخته ودرخارج شدن طفل کمک میکند.

عظم فخذ یا Femur:

درقسمت ران یک استخوان وجود دارد که بنام فخذ یاد میشود فخذ از جمله استخوانهای طویل بوده دارای یک جسم و دو نهایت میباشداستخوان فخذ از سه حصه تشکیل شده است.

1-   نهایت علوی یاextremitas superior

2-   جسم فخذ یا carpus femuris

3-   نهایت سفلی یا  extremities inferior

قسمت علوی فخذ دارای یک راس یا caput femurs میباشد.که کروی شکل بوده و با acetabulum مفصل میشود راس فخذ توسط عنق یا collum femurs به نهایت علوی جسم ان چسپیده از نهایت علوی فخذ یک برآمدگی وجود دارد که بنام trochanter major یاد میشود این برآمدگی در زیر جلد حس میگردد.مریضانیکه مدت زیادی به یک پهلو افتاده باشند نزد شان scare یا زخم تشکیل میکند بعد از نهایت علوی فخذ جسم فخذ یا carpus femurs قرار دارد.

بعد از جسم نهایت سفلی فخذ قرار دارد. که نهایت سفلی فخذ زا دو کتله استخوانی تشکیل شده که کتله انسی بنام  candylus medialis و کتله وحشی بنام  candylus letralis یاد میشود این کاندیلوس ها در قسمت سفلی خود یک سطع مفصلی دارند که با نهایت علوی قصبه مفصل میشود.کاندیلوس ها درقدام با هم چسپیده بوده و در خلف از هم دور میباشد. در قدام یک سطع مفصل میسازد که با وجه خلفی رظفه یا عینک زانو یا patella مفصل میشوند.

عظم رظفه یا patella:

یک استخوان مثلثی شکل است که مردم عوام انرا بنام عینک زانو یاد میکنند در قدام زانو درتحت جلد جس میگردد و دارای سه زاویه میباشد.

 

اسکلیت ساق یا crus:

ازدو استخوان تشکیل شده در انسی قصبه و در وحشی شظیه.

v    عظم قصبه یا Tibia:

Tibia قصبه     

Extremitas superior  نهایت علوی   

Carpus tibia جسم         

Extremitas inferior   نهایت سفلی       

یک استخوان طویل بوده و در نهایت علوی خود سطع مفصلی دارد که با کاندیل های فخذ مفصل میشود جسم قصبه دارای سه وجه میباشد که وجه انسی ان سرتاسر ساق درزیر جلد جس میشود نهایت سفلی ان دارای یک سطع میباشد ک با استخوان های قدم مفصل میشود در نهایت سفلی در قسمت انسی یک بارزه وجود دارد که بنام کعب انسی یا  maleollus medialis یاد میشود که در زبان آمیانه انرا بجلک پای میگویند.

  Carpus جسم       

Faces medailis وجه انسی       

Faces laterialisوجه وحشی       

Faces posteriorوجه خلفی       

v    عظم شظیه یا  Fibula:

یک استخوان طویل و نازک میباشد که درعلوی دارای یک رائس یا head of fibula بوده که با استخوان قصبه مفصل میشود دارای یک جسم  طویل بوده نهایت سفلی ان یک بارزه را میسازد که بنام کعب وحشی یا malleolus lateralis یاد میشود.

این بارزه در سفلی با استخوان قدم مفصل میشود.

Fibula  شظیه

Extermatis superior         

Carpus fibula       

Extermatis inferior       

 

 

عظام قدم یا (pes)=ossapedis):

از سه قسمت تشکیل شده است عبارت از:

1-عظام:Tarsus

از جمله عظام کوتاه بوده و شکل ان غیر منظم است از جمله استخوان های Tarsus یکی ان عظم Talus میباشد. که شکل حلزون را داشته در علوی در عظام ساق در سفلی به استخوان calcaneus مفصل میشود.

کلکنوس در تحت تلوس قرار داشته و کوری پای را میسازد برعلاوه دراستخوان فوق پنج استخوان دیگر نیز در جمله عظام تارسوس شامل میباشد.

عظام تارسوس عبارت از *Talus *Calcaneus *cuniform bone3 *Coboid *Navicular.

 

 

 

Pes=ossapedis

Tarsusus=ossa tarsi

Metatarsus=ossa metatarsi

Digitipedis=ossa digitorum pedis

2- عظام میتاتارسوس:

پنج عدد بوده به مشابه استخوان های طویله این استخوان ها برعکس است از طرف انسی به وحشی حساب میشوند.

3- فلانگس های قدم یا Digitipedis:

انگشتان قریبهProximal phalanx

انگشتان بعیدهDistal phalanx

انگشتان متوسطMiddle phalanx

مشابه فلانگس های دست بوده یعنی درانگشت اول2 فلانگس و در چهارانگشت آخردرهریک سه فلانگس قراردارد انگشتان پای برعکس است از انسی به وحشی حساب میشود.

 

 

ســـــــتون فقرات

Columna vertebralis

 

یک ستون عظمی است که در خط متوسط قسمت خلفی جذع واقع بوده واحد ستون فقرات عبارت از فقره میباشد.

هرفقره دارای یک جسم carpus vertebra بوده که به طرف قدام قرار دارد. خلفتر از جسم فقره یک سقبه وجود دارد که به نام formen vertebra میباشد.

خلفتر ازان یک بارزه طولاً وجود دارد که بنام نتوشوکی یا  prosisus spenosus یاد میگردد.در دو طرف فقره یک بارزه دیگر راست و چپ قرار داردکه بنام نتومستعرض یا prossus tranversus  یاد میشود جسم هر فقره بالا و پاهین خود بصورت محکم و قوی مفصل شده و در بین انها ساختمان بنام قرص بین الفقری یا  Intervertebralis قراردارد. از روی هم آمدن سقبات فقری یک قنات به وجود میاید که بنام قنات فقری یا  canalis vertebralis یاد میشود ودر بین ان نخاع شوکی قرار دارد. از روی هم آمدن قنات شوکی فقرات یک قنزعه طولانی در خلف بوجود میاید که در زیرجلد جس شده میتواند که برای حساب کردن فقرات دریک شخص زنده از ان استفاده میشود.

ستون فقرات نظر به موقعیت ان به نواعی مختلف تقسیم شده است. قسمت ستون فقرات که در گردن قرار دارد بنام ناحیه رقبی یا  cervical یاد شده قسمت که در صدر قرار دارد بنام ناحیه صدری یا  Dorsal قسمتیکه درکمر  قرار دارد بنام ناحیه قطنی یا  Lumbal یادمیشود قسمتیکه در حوصله قرار دارد بنام ناحیه عجزی یا Sacral یادگردیده و بلاخره در سفلی عجز ناحیه عصصی یا  coccygeal است فقرات که در نواعی فوق قرار دارد بنام همان ناحیه یاد میشوند.

مثلاً فقرات رقبی،صدری،قطنی،عجزی،عصصی.

درناحیه رقبی 7 فقره وجود دارد که بنام فقرات رقبی یاد میشوند که در کلینیک فقره اول رقبی بصورت مخفف C1 نشان میدهد و فقره دوم همچنان تا آخر ان C2 C3 یاد میشوند.علاوتاً فقره اول را بنام اطلس Atlas و فقره دوم را بنام  Axis نیز یاد میکنند.

در ناحیه صدری 12 عدد فقره وجود داردبه ترتیب از D1تاD12 حساب میکنندو با اضلاح مفصل میشونددر ناحیه قطنی 5 فقره وجود دارد که از اول تا پنجم از L1تاL5 حساب میشوند درناحیه عجزی روی همدیگر چسپیده و استخوان عجز را تشکیل کرده به ترتیب از S1 تا  S5 حساب میشوند. بلاخره در ناحیه عصص 4 فقره باهم چسپیده و استخوان عصص را میسازد.

اگر ستون فقرات را از جنب بیبینیم معلوم میشود که به کلی راست نبوده بلکه یک تعداد انعنات دارد یعنی درناحیه رقبی یک محدبیت قدامی درناحیه صدری یک محدبیت خلفی در قطنی یک محدبیت قدامی و در ناحیه عجزی و عصصی یک محدبیت خلفی دارد.

 

 

اسکلیت صدری یا  thoraciacage:

صدر عبارت ازیک ساختمان سندوق مانند است که در جوف آ ن شش ها ،قلب و بعضی از احشای دیگر قرار دارد اسکلیت صدراز یک تعداد استخوانهای تشکیل شد که عبارتنداز.

اضلاح درجنب استخوان قص درقدم و فقرات صدری درخلف صدر را بنام قفس صدری نیز یاد میکند.

Thoracia cage

Sternum قص

Costue اضلاح

Vertebra thoracia فقرات

شکل وموقعیت:

استخوانها مسطح و قوسی شکل میباشد که قفس صدری را ساخته از فقرات صدری تا به قص امتداد داشته 12 عدد به هر طرف موجود میباشد. هرکدام ان قوس یا arcus costae دارد.

از یک قسمت استخوانی بنام Os costae و یک قسمت غضروفی بنام Cartilago ساخته شده که مجموعاً بنام costaeیاد میشود.

ضلاع به طرف پاهین به سه نوع است. Costae verae(اضلاح حقیقیزازضلع اول با هفتم) دیگرcostae sparia(اضلاح کاذب از ضلع هشتم،نهم،دهم) دیگر( اضلاح شناورکه متشکل از ضلح یازدهم،و دوازدهم).

نهایت خلفی اضلاح به شمول ضلح یازده و دوازده به ستون فقرات مفص میشود نهایت خلفی را بنام راس ضلح یا caput costae یاد میکنند که با جسم فقره مربوط خود مفصل میشود راس ضلح توسط یک قسمت باریک به جسم آن چسپیده که بنام عمق یا  colum costae  یاد میشود.نزدیک به عمق ضلح یک بارزه وجود دارد که بنام بارزه ضلحی یا  tober colum costae یاد میشود با نتوی مستعرص فقره مربوطه خود مفصل میگردد.و یا به این ترتیب یک ضلح دومرتبه با فقره مربوط خود مفصل میشود یعنی یک بار رائس آن با جسم فقره و دیگر بار بارزه ضلح با نتوی مستعرص فقره مفصل میشود.

جسم ضلح یا  carpus costae شکل یک قوس را داشته یک وجه داخلی و یک وجه خارجی دارد. تنها ضلح اول به عوض وجه خارجی با وجه داخلی دارای یک وجه علوی ویک وجه سفلی میباشد همچنان یک ضلح دارای یک کنار سفلی ویک کنار علوی میباشد.

دروجه داخلی به امتداد کنار سفلی یک میزابه وجود دارد که بنام میزابه ضلحی یا  salcus costae یادمیشود که دراین میزابه یک ورید یک شریان ویک عصب بین الضلحی به ترتیب سیردارد.

1-vena inter costalis

2-Arteria inter costalis

3-Nerve inter costalis

 

Head of rib

Neck of rib

یک استخوان همواربوده شکل خنجر را دارد.و درقدام صدر موقعیت داردبه آسانی درزیر جلد جس میشود قسمت علوی آن بنام قبظه قص یا  Manibrium sterni متوسط آن بنام جسم قص یا Carpus sterni نهایت سفلی آن دارای یک بارزه کوچک میباشد که بنام ذیل خنجری یا Processus xiphaidus  یاد میشود. کنار های استخوان قص یک تعداد فرورفتگی ها یا  Incisara costalis دارد که دراین فرورفتگی غضاریف ضلحی مفصل میشود.

اضلاح حقیقی 1-7 true ribs

اضلاح کاذب 10-8 false ribs

اضلاح شناور11-12 fluating ribs

Articuler

Body of rib

 

 

 

 

 

 

متشکل از وجه Ossa facieوقحف Craniمیباشد.

عظام قحف یا Ossa crani:

{موقعیت عمومی عظام قحف}

Os parietal ____ osfrontale___osethinoidale___osparietale

Os temparal___os sphenodale__os temporale__os occipital

قحف عبارت از یک سندوقچه عظمی است که در بین آن دماغ قرار دارد. و متشکل از دوقسمت میباشد.قاعده قحف و دیگرقبه قحف.

قحف به صورت عمومی از 8 استخوان تشکیل شده که قرار ذیل اند.

1- عظم جبهی یا os frontal:

این استخوان از دو قطعه تشکیل شده قطعه عمودی قبه قحف را تشکیل داده و قطعه افقی ان در ساختمان قاعده قحف و در عین زمان در ساختمان سقف حجاب Orbitalحصه میگیرد. در زاویه بین قطعه عمودی و قطعه افقی در ضخامت استخوان خط متوسط یک جوف وجود دارد. که بنام جیب جبهی یا sinus frontal یاد میشود. که این جوف توسط یک مجرا به عنف باز شده است.

2- عظم غربالی یا os ethmoidale:

یک استخوان کوچک بوده در قاعده قحف قرار دارد این استخوان شباعت به یک ترازو دارد.و دارای قسمت های ذیل میباشد.

الف صفحه افقی یا Lamina Cribrose:

دارای سقبات متحدد بوده و سقف جوف عنف را میسازد و سقبات آن از عصاب شمعی عبور میکنند که سبب درک و احساس بوی میشود.

ب-صفحه عمودی یا Lamina perpendiculars:

درساختمان حجاب عنف حصه میگیرد.

ج-دوکتله جنبی یاlaby riruitus ethmoidalis:

درساختمان جدار های وحشی جوف عنف حصه میگیرند.

3- عظم وتدی یا os sphemoidalialis:

درخلف عظم غربالی قرار داشته وشکل یک شهپره را دارد و در ساختمان قاعده قحف حصه میگیرد. این استخوان دارای یک تعداد سقبات میباشد که در ان یک تعداد اعصاب عبور میکنند و در قسمت علوی جسم استخوان یا carpus- os sphemoidalis یک فرورفته گی میباشد که بنام سرج ترکی یا sella taracica یاد شده و در ان غده نخامیه قرار دارد درضخامت این استخوان دو عدد جیب قرار دارد که بنام sinus sphemoidalis یاد میشود وتوسط یک مجرا به جوف عنف باز میشود.

 

4- عظم قحفوی یا os occipitale:

یک استخوان نسبتاً همواربوده و قسمت خلفترین قحف را میسازد درقسمت متوسط این استخوان یک سقبه بزرگ وجود دارد که بنام foramen magnumیاد میشود که از طریق این سقبه نخاع شوکی با دماغ ارتباط میگیرد. چهار استخوان فوق بصورت طاق بوده و دیگر درخط متوسط به ترتیب یک بعد از دیگری قرار دارد.

یک تعداد استخوان های دیگر در ساختمان قحف حصه میگیرد که بصورت جفت درراست و چپ قرار دارد.

عبارت از:

1- عظم جداری os perietalin:

این استخوان دو عدد بوده راست و چپ درتشکل قبه قحف حصه میگیرد شکل چهار ضلعی دارد.

2- عظم صدغی یا os timporalin:

این استخوان نیز دو عدد بوده و قسماً در تشکل قبه قحف حصه میگیرد. در ضخامت این استخوان اعصاب شنوایی و موازنه واقع است و در وجه خارجی این مجرا گوش دیده میشود همچنان درهمین وجه خارجی درقسمت خلف و سفلی این استخوان یک بارزه وجود دارد که بنام بارزه استوید یاprocessus mastaidous یاد میگیردد که درضخامت این بارزه یک تعداد جوف ها قرار دارد که در قسمت مرکزی گوش متوسط راه دارد. که التهاب گوش متوسط در اجواف مستوید انتشار کرده میتواند.

 

 

درنزد نوزادان استخوان های قحف کاملاً نشونما نکرده هر قدر که سن طفل بزرگ میشود نشونموی استخوان های قحف مانند سایر استخوان های عضویت مکمل تر میشود. در نو زادان استخوان های قحف با همدیگر چسپیده نبوده بلکه از هم فاصله دارند.

این فاصله در دو خط قحف بسیار واضح میباشد.

 یک در قدام فاصله ایک بین عظم جبهی و اعظام جداری قرار دارد و شکل چهار ضلعی را دارد بنام fontenal anterior یا بانتونل قدامی یاد میشود.

فاصله که در خلف بین عظم قحفوی واعظام جداری قرار دارد  بنام فانتونل خلفی fontenal posterior فانتونل ها دروقت ولادت اهمیت کلنیکی دارد.

زیرا با جس کردن فانتونل قدامی یا خلفی میتوان تعیین کرد که وجه طفل به کدام طرف است بعداز تولد موجودیت فانتونل معلومات خوب راجع به نشونمای اعظام درحالت نورمال فانتونل قدامی به به سن 18 ماه گی کاملاً بسته میشود.

هما در اثر فقدان کلسیم یا عدم نشونمای درست اعظام بسته شدن فانتونل به تا خیر می افتد در نزد کاهل اعظام قحف از هم فا صله نداشته بلکه با همدیگر مفصل میشود و این مفاص غیر متحرک بوده در حقیقت درز های قحف را میسازد.

 

 

1- عظام وجه یا oss facia:

وجه از یکتعداد استخوان های خورد و بزرگ تشکیل شده واین عظام پهلوی هم قرار گرفته اسکلیت وجه را میسازد. که مهمترین شان قرار ذیل اند.

فک علوی یاMaxilla:

1- شکل و موقعیت:

یک استخوان چهار ضلعی بوده راست وچپ ان در سرخط متوسط باهم یک جا شده قسمت علوی وجه را میسازد. این استخوان از یک جسم carpus maxilla و چهار بارزه دارد عبارتند از.

 

Processus zygomaticus—-frontalis—--alveolaris—--palatinus.

فک علوی قسمت بزرگ وجه را میسازد در کنار سفلی آن یک تعداد فرورفته گی ها پهلوی هم قرار دارند که دران دندان ها قرار میگیرند در ضخامت مکذیلا دو جوف بزرگ وجود دارد که بنام جیب فکی یا sinus maxillalis یاد میشود که توسط یک مجرا به جوف عنف باز میگردد. این استخوان درساختمان جوف عنف ،زمین جوف حجاب و سقف جوف دهن حصه میگیرد.

فک سفلی یا Mandibullah:

عبارت از استخوانیست که الاشه پایین را میسازد.

ین استخوان دارای دو قطعه میباشد قطعه افقی کنار علوی قطعه علوی دارای جوف های میباشد که دران دندان های سفلی غرس شده اند.

استخوان مندیبولا یگانه عظم متحرک وجه میباشد قطعه عمودی ان داری یک سطع مفصلی میباشد که با عظم صدغی مفصل میشود و در اثنای جویدن یک تعداد حرکات را انجام میدهد.

باقی قسمت وجه از یک تعداد استخوانهای تشکیل شده مثلاً:os zygomaticusکه بارزه رخسار را میسازد عظم عنفی یک قسمت بارزه بینی را میسازد.

عظم حنکی یا os pulatinusیا کام قسمت خلفی سقف جوف دهن یا cuvumorice همچنان تعداد استخوانهای دیگر درساختمان های وجه حصه میگیرند.

 Os pulatinum قسمت خلفی کام را میسازد. عظام بینی که بارزه بینی را میسازد. علاوتاً یک تعداد عظام دیگری نیز در ساختمان وجه داخل است.

 

 

Syndesmologia

مبحث مفاصــــــل یا Articularis:

مفصل عبارت از مجموع ساختمان های متحدد است که دو یا چند استخوان را با هم ربط میدهد مفاصل به سه نوع میباشد.

1-مفصل متحرک یاJanctur—synovialis.

2-مفصل نیمه متحرک یا  Janctur--cartilaginea.

3-مفصل غیرمتحرک یا janctur—fibrosa.

 

 

مفاصل غیرمتحرک یا ســــاکن

Synarthrosis-Fibrosa

مفصل است که ساکن بوده حرکت کرده نمیتواند و سطوع مفصلی شان راستاً به تماس یکدیگر میباشد. مانند درزهای قحف.

مفاصل نیمه متحرک

Amphy arthrosis-Cartrilagea

مفصل است که حرکات خفیف را اجرا کرده و در بین سطوع مفصلی شان یک ساختمان قرص بین الفقری وجود داشته مانند مفاصل ستون فقرات.

مفاصل متحرک

Diarthrosis-Synovialis

مفاصل اند که حرکات وسیع را انجام داده میتوانند ویک مفصل متحرک دارای ساختمان های ذیل میباشد.

1- سطوع مفصلی یا :facies articularis

 توسط cartiligo articularis پوشیده شده که این غضروف مانعی ساییده شدن سطوع مفصلی و مانعی التصاق اعظمی میگردد.جوف که ارواح ندارد اگر تخریب شود ترمیم نمیشود.

2-وسایل ارتباطیه یا Capsula articularis

سطوع مفصلی توسط کپسول ارتیکولاریس به هم ربط یافته قسمیکه به دور یک آستینچه به دورادور سطوع مفصلی ارتکاس کرده وظیفه ان اینست که سطوع مفصلی را روی همدیگر نگه کرده و نمیگذارد که از هم جدا شود.

 

3- اربطه یا ligamentum :

عبارت از ساختمان های لیفی مقاوم اند که سبب تقویه محفظه مفصلی شده وحرکات را دریک مفصل محدود میسازد.

4- جوف مفصل یا Carum articularis:

سطوع مفصلی کاملاً به همدیگر نچسپیده بلکه از هم فاصله دارد که بنام جوف مفصلی یاد میشود.

غشائی زلالی یا membrane-synovialis:

عبارت از یک غشائی نازک است که به استثنای غضروف مفصلی تمام جوف مفصلی را پوشانیده و از ان یک مایع افراز میشود که بنام مایع (synovia)یاد میشود که این مایع در داخل جوف مفصل جریان داشته و لغزیدن سطوع مفصلی را روی همدیگر آسان میسازد.

توسط عضلات مجاور آن صورت میگیرد یعنی وقتیکه یک عضله تقلس میکند مفصل مربوط خود را حرکت میدهد.

حرکات را که مفاصل اجرا کرده میتوانند عبارتند از:

1- قبض یا Flexuim:

عبارت از حرکت است که مفصل خمیدگی پیدا کند مثلاً اگر ساعد بالای بازو قات کرده شود مفصل آرنج یک حرکت قبض را اجرا کرده است.

 

 

 

2- بســـــت یا Extention:

عبارت از حرکت معکوس قبض است یعنی هرگاه یک مفصل از حالت خمیدگی به حالت راست آورده شود عبارت از بست است.

3- تبحد یا Abduction:

هرگاه یک قطعه عضویت از خط متوسط دور شود این حرکت بنام تبحد یاد میشود مثلاً اگر طرف علوی به حالت افقی بیاید دراین صورت مفصل شانه یک حرکت تبحد را اجرا مینماید.

4-تقرب یا (                ):

عبارت از یک حرکت معکوس تبحد میباشد.

5- تدور یا Rotation:

یک حرکت دورانی است که یک مفصل اجرا میکند.

6-دایروی یا circumduction:

عبارت از حرکت است که درنتیجه این حرکت نهایت عضوع یک دایره را رسم میکند. مفاصل که ذیلاً نام برده میشود از جمله مفاصل متحرک بوده و تمام ساختمان هایکه در یک مفصل متحرک دیده میشود دراین مفاصل وجود دارد.

 

مفاصل عمده اطراف علوی

v    مفصل عضد یا Articulation Humeri:

یک مفصل است که توسط رائس عضد وجوف عنابی عظم کتف تشکیل شده است این مفصل تمام حرکات را که فوقاٌ ذکر شد انجام داده میتواند.

v    مفصل آرنج یا Articulation cabiti:

یک مفصل که دران زند و کعبر با نهایت سفلی عضد مفصل میشود این مفصل حرکات قبض،بست و حرکات pronation(کف دست به طرف خلف) وSupination(کف دست به طرف قدام)را انجام داده میتواند.

v                مفصل بند دست یا Articulation Radi carpea:

توسط نهایت سفلی کعبر و قطاراول عظام Carpusتشکیل شده چون نهایت سفلی عظم زند کمی کوتاه تر است لذا به صورت غیر مستقیم در ساختمان مفصل حصه میگیرد. مفصل بند دست تمام حرکت را انجام داده میتواند. ناگفته نباید گذاشت که اعظام Carpus,Metacarpus,وPhlanx ها نیز دارای مفاصل متحرک اند.

 

مفاصل عمده اطراف سفلی

1- مفصل حرقفی فخذی یا Articulation Coxia:

دراین مفصل رائس فخذ همرای یک قسمت حرقفه مفصل میشود.

درداخل جوف مفصل رائس فخذ توسط یک رباط به استابولوم وصل شده است باقی قسمت های ان مانند دیگر مفصل متحرک میباشد این مفصل تمام حرکات را انجام داده میتواند.

2-مفصل زانو یا Articulation Gen:

دراین مفصل Candylosهای فخذ همرای نهایت وجه خلفی رظفه البته همرای قسمت قدامی Candyblosmyفخذ مفصل میشود.مفصل زانو حرکت قبض و بست را اجرا کرده میتواند.

 

3-مفصل پاه یا Articulation Talocruralis:

دراین مفصل نهایت سفلی قصبه و نهایت سفلی شظیه همرای عظم Talusمفصل میشوند این مفصل حرکات قبض،بست،تقرب،وتبحد را اجرا کرده میتواند.

عظام تارسوس ،میتاتارسوس،و فلانکس ها بین خود یک تعداد مفاصل متحرک را میسازند در نتیجه یک تعداد حرکات را اجرا کرده میتواند.

 

 

مفاصل ســـــتون فقرات

1-حرکات تمایلی flextion 2- حرکت خلفی Extention  3- حرکت جنبی 4- حرکت تدوری وسعت حرکت نظر به نواعی متفاوت میباشد.

v    در ناحیه رقبی:تمام حرکات دارای وسعت زیاد میباشد.

v    در ناحیه زهری حرکات flextionوextention کم بوده و برخلاف حرکات جنبی،تدوری وسعت زیاد دارد.

v    درناحیه قطنی حرکات extentionوflextion وسعت زیاد دارد و حرکات جنبی محدود و حرکات تدوری بسیار جزئی است. مفصل saccrococcygea تنها داری حرکات قبض و بست میباشد.

 

مبحث عضلات-Myologia

عضلات قسمت فعال جهازحرکی بوده وتقلس آنها حرکت مختلف را بوجود میآورد.از نظر وظیفوی تمام عضلات به دو گروپ ارادی و غیر ارادی تقسیم میشوند. عضلات ارادی از نسج عضلی تشکیل شده و به اراده انسان تقلس میکند. این گروپ مشتمل بر عضلات رئس،وجه،تنه،واطراف بوده وهم چنان عضلات بعضی اعضای داخلی در این گروپ شامل اند.مانند زبان،بلعوم وغیره و بنام عضلات Musalskeleti یاد میشوند.

عضلات غیر ارادی از نسج عضلی ملساً تشکیل شده و در تشکل جدارهای اعضای داخلی جدارعویه و جلد شامل اند وبنام عضلات ملساً یا musculus viscerais یاد میشوند.

عضلات قلب یا Microcordiam:

به ارده انسان تقلس نکرده مگر از...................یعنی از نظروظیفوی از جمله عضلات غیر ارادی میباشد.عضلات اسکلیتی نزد یک شخص کاهل اضافه تر از 400 عدد بوده وتقریباً 2/5 حصه وزن بدن را تشکیل داده و از الیاف عضلی تشکیل شده. عضلات اسکلیتی توسط یک غشایی نسج منظم پوشیده شده این غشا بنام سفاق یا fascia یاد میگردد.از نهایات عضلات اسکلیتی اوتاریاTendons (رشته هایکه در نهایت عضلات موجود میباشد)از نسج منظم ساخته شده وجود دارند که توسط اوتار عضلات بالای اعظام اتکاس مینماید عضلات اسکلیتی مانند اعضای دیگر عویه خون وعصاب داشته که عویه مذکور مواد غذایی را به عضله رسانده و مواد فضله انرا انتقال میدهد. عصاب حسیت حرکات عضله را تامین میکند. عضلات از نظر شکل به سه گروپ تقسیم میشوند.

1-   عضلات طویل که عموماً به اطراف بدن قرار دارند.

2-   عضلات کوتاه که عموماًٌ در بین اضلاح وستون فقرات قرار دارند.

3-   عضلات پهن که زیادتر نواعی تنه قراردارند.

عضلات اسکلیت یا Muscul skeleti:

عضلات اسکلیتی مانند عظام به گروپ های مختلف تقسیم میشوند مانند عضلات وجه عضلات عمق صدر،بطن،اطراف علوی وسفلی.

عضلاء رائس ووجه:

به دوگروپ تقسیم شده اند.

v    عضلات جلدیه.

v    عضلات مخضیه یا جویدن.

1- عضلات جلدیه:

عضلات جلدیه عبارت از عضلات اند که توسط یک نهایت یا هردونهایت خویش در وجه داخلی جلد ارتکاس کرده اند این گروپ عضلات به حیث افاده وجهی وظیفه اجراء مینماید تقلس این عضلات در تبسم ،گریه،وباز و بسته شدن چشم ولب های رول دارد. عضلات افادهء وجهی یا Memice نیزیاد میشود.

2- عضلات مخضیه یا جویدن:

این گروپ عضلات بالای عظام وجه و رائس ارتکاس داشته ویک نهایت آن بالای Mundibulla ارتکاس دارد. عضلات مخضیه در فعل جویدن فاژه کشیدن و تکلم رول دارد.

جوف ربط: Fassa axillaries:

عبارت از حفره مهم اطراف علوی بوده که در تحت نهایت علوی عضد و عضلات کمربند شانه واقع گردیده است. ازطرف قدام توسط عضله Pectoralis Major و از طرف خلف توسط کمربند شانه محاط شده است در این جوف اعصاب و عویه خون و یک تعداد عقدات لمفاوی قرار دارد.

ناحیه مرفق یا cabital:

در وجه قدامی مرفق دومیزابه اعظمی موجود اند که یکی ان به طرف انسی بین عضلات قدامی بازووساعد تشکیل گردیده که بنام salcus bicipialis medialis یاد میگردد در این میزابه عصب medianus و شریان Arteria brachialis سیر دارد ودیگران بطرف وحشی بین عضلات قدامی بازو ووحشی ساعدتشکیل گردیده که بنام salcus bicipitalis latralis یاد میگردد در این مزابه عصب radialis ویک شعبه شریانی سیر دارد.

عضلات صدری

عضلات صدر را به دو گروپ عضلات سطحی وعضلات عمیق مطالعه مینمایم تا تمام عضلات در عملیه تنفسی رول داشته از این رو بنام عضلات تنفسی نیز یاد میشوند.

A- عضلات سطحی صدری:

این گروپ در سطح اسکلیت صدری قرار داشته جدار قدامی ،جنبی،قفس صدری را فرش نموده است که عبارتند از:

1- Musculuspectoralis major این عضله عبارت از سطحی و بالای قسمت قدامی صدر قرار داشته که عضله مذکور از عظم قص یا clavicula از یک قسمت بطن شروع بالای نهایت علوی عضد خم میشود.این عضله سبب تقرب بازو و بلند شدن عضلا اضلاح میگردد.

2- Muscalus pecteralis minor این عضله در تحت عضله pectroalis major  قرار داشته که در وجه خارجی اضلاح شروع شده وبالای کتف ختم میشود این عضله سبب حرکت کتف و هم سبب بلند رفتن اضلاح میگردد.

3- Musculus subclavius این عضله در تحت ترقوه و ضلح اول قرار دارد که از وجه خارجی اضلاح شروع شده و بالای کنار انسی عظم کتف ختم میگردد عضله مذکور کتف را بالای صدر تطبیق نموده وهم سبب بلند رفتن اضلاح میشود.

B- عصلات عمیق صدر:

1- بین الضلعی: این عضلات در مصافات بین الضلعی قرار دارد که به دو گروپ عضلات خارجی و عضلات بین الضلعی داخلی تقسیم شده است.

عضلات بین الضلعی خارجی سبب بالارفتن اضلاح شده که در این شکل در شهیق حصه میگیرند در حالیکه عضلات بین الضلعی داخلی سبب پاین شدن اضلاح گردیده و در این صورت در ذفیر رول دارد.

عضلات که اضلاع را بالا میبرند سبب شهیق میشوند و برخلاف عضلاتیکه عضلاع را پایین میکشند سبب ذفیرمیشوند.

عضلات بطن

جوف بطن را احاطه کرده در جدارخلفی،قدامی،علوی،سفلی،جنبی،بطن قرار دارد.

جدارعلوی آنرا عضلات حجاب حاجز و جدارسفلی آنرا ناحیه عجان تشکیل میدهد.در جدارقدامی جنبی بطن عضلات ذیل وجود دارد.

1- Musculus Rectos Abdominis که یک عضله طویل وهمواره بوده که در قدامی بطن پهلوی خط متوسط قرار دارد.این عضله از ذیل خنجر عظم قص شروع شده و با عضله مقابل خط Lina alba را تشکیل میدهد.

2-Musculus Obligus Externus Abdominis این عضله در قسمت قدامی بطن قرار داشته یک عضله عریض و هموار است که از اضلاح شروع شده و در سفی ارتکاس ان بالای قنزعه حرقفی شوک حرقفی قدامی علوی عانه ختم میشود.

یکعده از الیاف این عضله که بالای شوک حرقفی قدامی علوی دعانه ارتکاس دارند شکل یک رباط را داشته که بنام رباط مخبنی یا Legamentum Inguinal یاد میشود.

3- Musculus obligus internus Abdominis در تحت عضله ابلیگوس اگسترنوز واقع بوده و ارتکاس آن بالای عضله مذکور میباشد.

4- Musculus Trans versus Abdominis در تحت عضله ابلیگوس انترنوس ابدومنیس واقع بوده که از اضلاح شروع شده و در سفلی بالای قنزعه حرقفی شوک حرقفی قدامی علوی عانه و lina alba ختم میشود.

از نظر وظیفه تقلس عضلات فوق الذکر سبب تولید فشار در داخل بطن گردیده مثلاً در وقت تغوط (پیش آب) تبحد،استفراغ،ولادت و برعلاوه تمام آنها سبب حرکت صدروپایین شدن اضلاع میگردد.

قنات مغبنی یا Canalis Ingunalis :

در تحت جلد و سفاق ناحیه مخبنی بالای رباط مخبنی که قنات موجوده است که بنام قنات مخبنی یاد میشود. قسمت سفلی این قنات را رباط مخبنی قسمت علوی انرا عضله Obligus تشکیل نموده از طرف قدام قنات مذکور توسط وترعضلی یا Obligus Externus و از طرف خلف توسط سفاق جداربطن را احاطه شده کرده است قنات مغبنی یک فوه سطحی و یک فوه عمیق دارد. که فوه سطحی آن در تحت جلد بلندتر از Tuber colam poblicum قرار داشته و فوه عمیق آن در سطح خلفی جدارقدامی بطن کمی بلندتر از قسمت متوسط رباط مغبنی واقع است.دربین قنات مغبنی نزد مردان حبل منوی ونزد زنان یک رباط قرار دارد قنات مغبنی از نظر فتق ها مهم بوده زیرا فتق های مغبنی از این قنات صورت میگیرد.

عضله حجاب حاجز یا Diaphragm:

یک عضله پرده عضلی وتری بوده

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط فرزان | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاک برای دوستان عزیز بوده و همیشه با مطالب معلوماتی - طنز ها - مطالب جالب - ساینس و تکنالوژی در خدمت شماست امید این وبلاگ مورد توجه و انتخاب شما دوستان عزیز باشد.
به خاطر هرچی بهتر و غنا مندی وبلاگ خود شما لطفاَ منتظر ارسال مطالب مفید و نظریات شما دوستان هستیم. با احترام

پیوندهای روزانه
سایت آهنگ های مرحوم احمد ظاهر
وبلاگ دیدنی و مطالب جالب ام
دکشنری انگلیسی به فارسی
سایت آهنگ ها و معلوماتی
سایت اصلی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
89/01/01 - 89/01/31
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
87/02/01 - 87/02/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
آرشیو موضوعی
حکایات
why do we jump in our sleep ?
آیا مایلید به افکار دیگران بی ببرید؟
صحت سرمایه زندگی
کتاب اناتومی و فزیولوزی
عشق
افغانستان در امتداد تاریخ
آمریکا در افغانستان
قانون اساسی افغانستان
حقیقت در افغانستان بخوان و به دیگران هم ارائه کن
جملات عشقی و زیبای انگلیسی
پیوندها
یوتیوپ سایت کلب های خاریجی جالب
تغییر وب لاک جالب و دیدنی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Farzan Farzan Farzan Farzan < Sediq Farzan

Create Your Badge